عجب رسمی ست رسم آدمیزاد / که دور افتاده را کم میکنند یاد
که دور افتاده حکم مرده دارد / که خاک مرده را کی میبرد باد . . .
اگر آرامش قلب دوست در این است که بداند که دوستش بیاد اوست ، بدان که بیادت هستم . . .
شاید با هم بودن سخت تکرار شود اما به یاد هم بودن را هر لحظه میتوان تکرار کرد . . .
وجودت را بر ماندگارترین ستون خوبیها مینگارم تا بدانی یادت برایم همیشه عزیز بوده و تا همیشه عزیز خواهد ماند . . .
اگر پرسند آخرین نفست به یاد کیست ؟
گویم به یاد کسی که بی وفایی در ذاتش نیست . . .
من و یاد تو و یک سینه تنگ
شبی تار و سهتاری خسته آهنگ
کمی با چشمهایم مهربان باش
مزن ای دوست بر آیینهات سنگ . . .
در قفس تنهاییم تنها یاد توست که مرا به اوج همه ی دوست داشتنها به پرواز در می آورد . . .
آن نازنین کجاست که یادم نمیکند / صد غم به سینه دارم و شادم نمیکند
یک لحظه آنکه بی من هرگز نمی نشست / امشب به یاد کیست که یادم نمیکند
شاید با هم بودن سخت تکرار شود
اما به یاد هم بودن را هر لحظه میتوان تکرار کرد . . . .
تا زمین در گردش و تا آسمان در چرخش است / یاد یاران چون شما در قلب ما آرامش است . . .
آموخته ام کسی که یادم نکرد من یادش کنم شاید او تنهاتر از من باشد . . .
در دلم حس غریبی ست که یک مرغ مهاجر دارد و چه اندوه عجیبی ست که در خلوت دل
یاد یک دوست نباشد که تو را غرق تماشا سازد . . .
مشترک پر مصرف ، چراغ یادت همیشه تو دل من روشنه ، حتی در ساعات اوج مصرف . . .
به وسعت قلب کوچکم به یادتم . شاید کم باشد !
اما قلب هرکسی تمام زندگی اوست . . .
باز هم از یاد تو ، شعله به پا خواسته / آتش سرخش ز نور ، قلب من آراسته
زردی روی مرا ، نیک تماشا نما / شمع وجود من از دوری تو کاسته
درشب فاصله ها ، خاطره ها مهمان من است
یاد تو روشنی کلبه ویران من است
بی هیچ دلیلی “ به یادت هستم “ تا نقض کنم قانونی را که علت می طلبد . . .
با وفا ! مهر تو اندر جان ماست
زندگی بی دوستی زندان ماست
کم بزن آتش دل بی تاب را
یاد خوبت روز و شب مهمان ماست . . .
گاهی مرا یاد کن . . .
من همانم که اگر ساعتی از من بی خبر بودی آسمان را به زمین می دوختی . . .
روزهاست از سقف لحظه هایم یاد تو می چکد ، اگر باران بند بیاید از این خانه می روم
من یاد خوش دوست به دنیا ندهم / لبخند خوشش به حور رعنا ندهم
گر یاد کند مرا هر از گاهی چند / گرد رخ وی به چشم بینا ندهم
قابل شما رو نداشت