اهل دانشگاهم
رشته ام علافیست
جیبهایم خالیست
پدری دارم
حسرتش یک شب خواب!
دوستانی همه از دم ناباب
و خدایی که مرا کرده جواب
اهل دانشگاهم
قبله ام استاد است
جانمازم نمره!
خوب میفهمم سهم آینده من بیکاریست
من نمیدانم که چرا میگویند
مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار
و چرا در وسط سفره ما مدرک نیست
چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید
باید از مردم دانا ترسید!
باید از قیمت دانش نالید!
وبه آنها فهماند
که من اینجا فهم را فهمیدم
من به گور پدر علم و هنر خندیدم
عکس های با مزه عاشقونه
مجموعه اس ام اس های جدید و زیبا و جک های جدید روز که میتوانید در ادامه مطلب بخوانید ...
نر یادتون نره ادمه رو هم ببین
اس ام اس های خنده دار مخصوص شب امتحان
روش درس خوندن من در ایام امتحانات :
طبق آخرین تحقیقات مشخص شد که
مردان خوب ، همان مردان بدی هستند که هنوز لو نرفتند !
.
.
.
یارو میره سمعک بخره فروشنده میگه:
همه جورشو داریم از هزار تومنی تا یک میلیون تومنی
طرف میپرسه: هزارتومنی اش چطوری کار می کنه؟
فروشنده میگه: این اصلا کار نمیکنه فقط مردم با دیدنش بلندتر حرف می زنن!
.
.
.
ادامه مطلب.........
ادامه مطلب ...
یک روز یک پشه میره بدنسازی ، جوگیر میشه ، میره دم کارخونه پیف پاف میگه نفس کش بیا بیرون
•••••••••••
بابابزرگم هشتاد سالشه همیشه اصرار می کنه که بذارید
من از خونه تنهایی برم بیرون مگه زندانی گرفتید؟
می خوام برم نون و روزنامه اینا بگیرم…
یه روز بعد از کلی اصرار گفتیم باشه برو ولی مواظب باش…
رفته نونوایی محل به همه ی اونایی که تو صف بودن
گفته عجب روزگاری شده پنج تا دختر دارم پنج تا پسر
تو این سن و سال، منِ پیرمرد باید بیام تو صف وایسم نون اونارم من بگیرم
.
.
.
شمام یادتونه؟
اسم:غلام
فامیل:غلامی
غذا:غلام پلو
میوه:غلام سبز
شغل:غلام فروش
شهر:غلام رود
کشور:غلامستان
گل:غلام بو
شی:غلام پلاستیکی
ماشین:همونی که غلام سوار میشه اسمشو نمیدونم
یه جور مینوشتیم انگار گفتن اولش با غلام شروع شه
بعد تازه بهمونم میگفتن مثلا غلام پلاستیکی وجود نداره،
در دفاع از ورژن پلاستیکی غلام چنان جنگ خونینی به راه می افتاد
که تو ۸ سال جنگ تحمیلی به راه نیافتاد! رو نبود که!
جوک آذز 91, اس ام اس سرکاری آذر 91, اس ام اس خنده دار آبان 91, پیامک حنده دار, اس ام اس های خنده دار, sms khandeh dar, خنده بازار, با مزه
.
ادامه مطلب ...این تصاویر رو شاید جایی دیده باشین به نظرم جالب اومد گذاشتمش ادامه مطلب رو هم ببینید
غضنفر تو قطار میشینه به صندلی روبرویی میگه:
به سلامتی دارین برمیگردین؟!
.
وقتی حاجیان به شیطان سنگ می زدند، شیطان می خندید و می گفت:
این جماعت که امروز به من سنگ می زنند، برسند تهران به من زنگ می زنند!
.
ادامه مطلب ...
اینقد فحش به عمه ندین ، اون دنیا باید جواب پس بدین
اصلا حدیث هم داریم که “عمه یتسائلون” یعنی در مورد عمه ها سوال میشه !
.
.
(جوک بلند !)
شوهر مریم چند ماه بود که در بیمارستان
بسترى بود. بیشتر وقتها در کما بود و گاهى چشمانش را باز مىکرد و کمى
هوشیار مىشد. امّا در تمام این مدّت، مریم هر روز در کنار بسترش بود.یک
روز که او دوباره هوشیاریش را به دست آورد از مریم خواست که نزدیکتر
بیاید. مریم صندلیش را به تخت چسباند و گوشش را نزدیک دهان شوهرش برد تا
صداى او را بشنود. … شوهر مریم که صدایش بسیار ضعیف بود در حالى که اشک در
چشمانش حلقه زده بود به آهستگى گفت: «تو در تمام لحظات بد زندگى در کنارم
بودهاى. وقتى که از کارم اخراج شدم تو کنار من نشسته بودى. وقتى که کسب و
کارم را از دست دادم تو در کنارم بودى. وقتى خانهمان را از دست دادیم، باز
هم تو پیشم بودى. الان هم که سلامتیم به خطر افتاده باز تو همیشه در کنارم
هستى. و مىدونى چى میخوام بگم؟» مریم در حالى که لبخندى بر لب داشت گفت:
«چى مىخواى بگى عزیزم؟»
شوهر مریم گفت: «فکر مىکنم وجود تو براى من بدشانسى میاره!»
.
.
ادامه مطلب ...